یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

بازگشت به ...

من برگشتم به بلاگ اسکای ... البته این آخرین وبلاگ من توی بیان باقی خواهد موند و پایگاه من توی بیان هست... 

شاید اگه بیان آدم بشه و امکانات آدمیزادی داشته باشه برگردم، ولی تا وقتی که فضای کافی نداره و به طور رایگان امکان آی فریم نداشته باشه، و تا وقتی که امکاناتی که میخری رو برای همیشه بهت نده، من نمیتونم از بلاگ اسکای بگذرم. چون در حال حاضر، تنها مزیت بیان به بلاگ اسکای، ظاهر قشنگ و چندتا امکان مدیریتی جالب هست ( غیرفعال کردن rss  و  انتخاب اینکه وبلاگت توی بلاگهای بروز شده نمیاد ) وگرنه 3 گیگ فضا در مقابل 20 گیگ فضای بلاگ اسکای چیزی نیست. ضمن اینکه توی بلاگ اسکای آی فریم و چیزای دیگه محدودیت نداره مث اینجا... 

من با پولی بودن چیزها مشکلی ندارم، اگه مثلا فضای فایل اضافی که میخری یا امکان آی فریم که میخری برای همیشه باشه و سالانه نباشه خوبه ولی اینطوری ترجیح میدم وبلاگم خوشگل نباشه ولی امکانات رایگان و کامل داشته باشه. 

تنها نقطه ضعف اصلی بلاگ اسکای نسبت به بیان اینه که قالب‌های خوشگل نداره. وگرنه توی تمام جنبه‌های دیگه از بیان بهتره. البته آمارگیر بیان هم نسبت به آمارگیر بلاگ اسکای بهتره ولی خب میشه از سرویس آمار وبگذر استفاده کرد. پس مشکل بزرگی نیست. 

حذف بیان

یک ساعت دیگه وبلاگ قبلی م حذف میشه ... واقعا چرا بیان اینجوری هست؟ دو روز باید صبر کنیم واسه یه وبلاگ حذف کردن ؟ یه روز صبر کنیم واسه تغییر آدرس ؟؟ غیر فعال کردن هم که نداره ... آخه 3 گیگا بایت چیه ؟ بخوای فقط عکس هم بزاری زود تموم میشه ... آدم به خاطر آی فریم و کلمات کلیدی و ... هم باید پول بده ؟؟ ... بیان فقط ظاهر قشنگی داره ... از نظر امکانات اونقدرام خوب نیس ... 

از همه بدتر اینکه وقتی یه امکاناتی رو میخری فقط واسه یه سال هست ... سال بعد دوباره باید بخری ... خب یه تبلیغات اون گوشه وبلاگ مث سرویسای دیگه چه اشکالی داره ؟؟ ... ضمن اینکه من دوست نداشته باشم چند تا وبلاگ خیلی بی ربط به من و افکار و اعتقادات من منو فالو کنن چیکار باید کنم؟ ... اینطوری آزادی نوشتن ندارم. ... کاش بلاک کردن داشت. نمیخوام آدمای مذهبی وبلاگ منو فالو کنن. از آدمای متعصب مذهبی خوشم نمیاد. 

غرق شدن

چند وقته که خودم رو توی یادگیری و تمرین چیزی غرق نکردم ... درسته که از هفته پیش دوباره کلاس آواز رو شروع کردم ولی همیشه نمیشه تمرین آواز کرد. باید یه پروژه‌ای واسه خودم تعریف کنم. چه میدونم ساز یاد بگیرم، یا ریاضی بخونم یا نقاشی کنم. یه چیزی که در کنار آواز باشه تا وقتایی که استراحت صوتی دارم، مشغول اون باشم. 

++ احتمال داره برگردم بلاگ اسکای بنویسم ... اینجا هیشکی بهم سر نمیزنه به جز دو نفر :( 

گذشته رو فراموش کن ...

میخوام تغییراتی انجام بدم ... البته چند روزه شروع کردم ... میخوام چیزهایی که منو به گذشته پیوند میدن رو از میان بردارم ... 

میخوام یک بار برای همیشه در مورد وبلاگ‌نویسی تصمیم بگیرم ... یا برای همیشه یه جای ثابت بنویسم یا دیگه ننویسم. ... 


++ این یه کتاب درباره تکنیک‌های سایه‌زنی هست، لینک دانلودش اینجا باشه که چند وقت دیگه لازمش دارم. 

++ به نظرتون یه خواننده یا هنرپیشه یا آدم معروف میتونه وبلاگ داشته باشه؟؟ و چطوری ناشناس باقی بمونه ؟؟ 

مثلا یه خواننده نمیتونه توی وبلاگش نمونه صدا یا آهنگ بزاره، چون شناخته میشه و لو میره. یا یه بازیگر نمیتونه عکس بزاره. 

البته میتونم وبلاگ آموزشی داشته باشم، مثلا آموزش نقاشی یا ریاضی ولی باید با روزانه نویسی خداحافظی کنم و این خیلی سخته ... 

نمیدونم

شایدم بازم بنویسم ... حالم خوبه ... دنیا که به آخر نرسیده ... این غم و تنهایی هم یه روزی تموم میشه ... 

من همیشه تنها بودم

من همیشه تنها بودم، اشتباه بزرگ من توی زندگیم این بود که فکر میکردم میشه که تنها نباشم. اشتباه بزرگ من توی زندگی این بود که فکر میکردم کسی هست یا خواهد آمد که با آمدنش دیگه تنها نخواهم بود. خب این اشتباه من بود، نه آدما مقصر بودند و نه خدایان. .... مث آهنی که توی کوره داغ میشه و ضربات پتک رو تحمل میکنه، سوختم و ضربه خوردم، سوختم و ضربه خوردم ... آرام آرام سرد و سخت شدم ولی هنوز داغ بودم ... امروز روزی بود که درون آب سردی غرق شدم ...  حالا من یه شمشیر هستم، شمشیری تیز و برّان و سخت ... شاید هنوز دلی داشته باشم، ولی دیگه به کسی و چیزی و خیالی و فکری دل نخواهم بست ... 

گذرگاه‌های زیادی بود که میتونست زندگی منو دگرگون کنه و این نباشم که الان هستم، ولی هر چی که هستم، سرنوشت من بوده، اگه سرنوشت من، تنهایی هست، باشه، کاری از دست من ساخته نیست ... دعا کردم، خواستم، زجه زدم، گریه کردم، خون دل خوردم، تلاش کردم، بیخوابی کشیدم، ... ولی فایده ای نداشت .... شاید زندگی همینه ... پر از درد و رنج. .... تنها چیزی که برام باقی مونده، فقط صدا و آوازه ... دیگه هیچی ندارم ... 

حافظ میگه : ( توی فیلم دلشدان آوازش با صدای شجریان هست )

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است .... چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم 


تو کجایی ؟

کجایی تو ؟  مگر نمی‌دانی که در این دنیای سرد و غمگین، من  تنها  دلگرم به بودنت بودم ... 


++ دلم خیلی گرفته  ... خدایا من ساز نیستم که زخم می‌زنی هر بار ... 

فرمت‌های صوتی

قدیما دو تا فرمت صوتی خیلی مهم بودن که البته هنوزم مهم هستند mp3 و wav که حتما باهاشون سروکار داشتید. تفاوت این دو فرمت اینه که wav همون صدای اصلی ضبط شده س بدون هیچ گونه تغییر یا فشرده سازی به خاطر همین بهترین کیفیت صدا رو داره ولی حجم خیلی زیادی داره نسبت به فایل mp3.  اما فایل mp3 یه جور فایل فشرده شده ست که بخش‌های غیرضروری صدای ضبط شده ازش حذف شده برای اینکه حجم فایل بیاد پایین. درست شبیه فرمت عکس jpg  که فشرده سازی میشه و جزئیات غیرضروری تصویر ازش حذف میشه. 

چون وقتی bit rate و sample rate  یه فایل mp3 به قدر کافی بالا باشه، اونقدر کیفیت داره با گوش دادن نمیشه از فایل اصلی تشخیص ش داد و همزمان حجم خیلی کمتری نسبت به فایل اصلی wav داره، بنابراین خیلی فراگیر شد. ولی برای آرشیو کردن و برای ویرایش و تدوین فایل‌های صوتی از فرمت wav استفاده میشه تا اطلاعات صوتی در هنگام ویرایش از بین نروند. 

حالا میخوام دو تا فرمت جدید صوتی معرفی کنم که از جهاتی بهتر از mp3 و wav هستند. خود من همین چند روز اخیر با این فرمت‌ها آشنا شدم. و با مطالعه‌ای که کردم، فهمیدم خیلی مفید هستند و حتی شاید به تدریج جایگزین اون دو فرمت قدیمی بشن. داستان آشنایی من هم اینطور بود که میخواستم برنامه ضبط صدا روی گوشی جدیدم بریزم. ولی برنامه‌های قدیمی که همیشه استفاده میکنم دیگه توی گوگل پلِی نیستن، به خاطر همین چندتا برنامه جدید امتحان کردم. یکی از برنامه‌ها توی گزینه انتخاب فرمت، به غیر از wav فرمت m4a رو داشت. که من تا حالا نشنیده بودم. 

m4a نسل جدیدتر همون فرمت mp3 هست. فرمت mp3 در واقع یه فرمت ویژه صدا نبود، لایه سوم فایل‌های تصویری mpeg بود. ولی فرمت m4a مخفف عبارت mpeg 4 audio  هست و نسبت به mp3 بهینه‌تر هست، یعنی حجم کمتری با کیفیت بالاتری داره. البته دقیقا مث mp3 هست، یعنی یه فرمت فشرده شده س و برخی اطلاعات صوتی توی جریان فشرده سازی حذف میشن. ولی یه فایل m4a با بیت ریت 320 بهترین کیفیتی رو داره که میشه توی فایل‌های کم حجم صوتی داشت. 

وقتی داشتم درباره m4a و wav و ... پژوهش میکردم، فرمت flac رو هم دیدم. پیشتر یه جاهایی به چشمم خورده بود این فرمت ولی فکر نمیکردم که چیز به درد بخوری باشه، آخه هزاران جور فرمت صوتی و تصویری و ... داریم، که مث یه جنگل انبوه هستند و آدم نمیدونه کدوم به دردش میخوره. .... به هر حال flac  مخفف کلمات free lossless audio codec هست، یعنی بدون اینکه صدای اصلی رو تغییر بده یا چیزی ازش حذف کنه، اون رو فشرده میکنه تا حجم ش پایین بیاد. 

در واقع flac انگار که یه جور فایل wav فشرده شده هست. کیفیت صدای اصلی رو داره و هیچی ازش حذف نشده ولی در عین حال اطلاعات رو مث یه فایل zip فشرده کردن و به خاطر همین حجم ش تقریبا نصف فایل wav میشه. شایدم کمتز. 

حالا اینا چرا مهمه ؟ خب من اگه بخوام تمرین آواز رو خیلی جدی ادامه بدم و موسیقی رو حرفه‌ای دنبال کنم، همیشه با ضبط و ویرایش و تدوین فایل‌های صوتی سروکار خواهم داشت. همین حالاشم بیشتر فایل‌هایی که توی این دو سه سال تمرین و سر کلاس ضبط کردم به فرمت wav هستند که خب حجم بالایی دارند، خیلی دلم میخواست که میتونستم یه چیزی مابین mp3  و wav پیدا کنم که ویژگی‌های خوب هر دو رو داشته باشه، یعنی هم صدای اصلی رو حفظ کنه و چیزی حذف نشه و کیفیتش عالی باشه و هم حجم کمتری داشته باشه. 

حالا برای آرشیو کردن رکوردهای صوتی که بعداً میخوام ویرایش کنم میتونم از فرمت flac ، برای ضبط صدا سرکلاس یا موقع اجرا از فرمت wav استفاده کنم و برای گوش دادن  هم میتونم از mp3   یا از m4a استفاده کنم. برای ویرایش و تبدیل فایل‌های صوتی و خیلی کارهای دیگه از برنامه Audacity استفاده می‌کنم که رایگانه و خیلی عالیه. به جز کسانی که میخوان میکس و مستر حرفه‌ای انجام بدن ( که خودش یه شغل و تخصص هست ) بقیه افرادی که با فایل صوتی سروکار دارن میتونن همه کارهایی که میخوان رو با Audacity انجام بدن. البته برای تبدیل فایلها مثلا از wav به mp3 باید شما بعد از نصب برنامه Audacity یه پلاگین رایگان به نام LAME MP3 encoding  رو نصب کنید. که توضیحاتش آخر این صفحه هست. 

بازهم فایتینگ ...

گاهی آدم وسطای یه مسیر از رسیدن ناامید میشه. هرچی هم که تلاش می‌کنی و جلو میری، بازهم اون نقاط نورانی که روشنایی‌های یه شهر دور هستند، از تو دور هستند. تغییری حس نمیکنی، چون منظره‌ها همون منظره‌های قدیمی هستند، اون کوهی که سمت راست جاده می‌دیدی همچنان همونجاست و پشت سر نگذاشتی. 

انگار که داری با پای پیاده زمین رو دور می‌زنی، هرچی که میری، در مقایسه با بزرگی زمین، هیچ هست. ... ولی به هر حال پیمودن همین راه‌های بسیار دور و دراز و انجام کارهای سخت هست که تو رو از دیگران متمایز میکنه. اگه بخواهی که آدمی معمولی نباشی و هنرمند بشی، باید این راه سخت رو بپیمایی. چه کسی ازت پشتیبانی کنه و تشویقت کنه و چه هیچ مشوقی نداشته باشی. 

پریروز بالاخره تصمیم گرفتم و به استادم زنگ زدم، و اجازه گرفتم که برگردم سر کلاس. دیروز اولین جلسه من بعد از چندین ماه بود. خوشبختانه استاد خیلی گیر نداد و برخورد خوبی داشت. شاید حتی خوشحال شد از برگشتن من. درست اول کلاس گلوی من خشک بود و صدام گرفت ولی بعدش دوباره به حالت نرمال برگشت. حالا برای هفته بعد باید یه گوشه سخت رو یاد بگیرم. در واقع امیدوارم بتونم توی این دو ماه اون چند گوشه‌ای که مونده رو جواب بدم و آواز بیات ترک رو تموم کنم. 

به هر حال بازهم فایتینگ .... این بار میخوام جزو شاگردای خوب کلاس باشم ... چرا که نه ؟ مگه من چی کم دارم از بقیه؟ :))) 

فخرفروشی :)

حیاط خونه ما و خونه بغلی درخت داره، به خاطر همین انواع و اقسام پرنده‌ها اینجا سر میزنن، به ویژه گنجشک‌ها که خیلی زیادن. مامان من هم که عاشق پرنده س، و تازگیا دوباره جوجه خریده :)) شاید بابت اینا بشه فخرفروشی کرد ولی حدود یکی دو هفته س که صدای یه بلبل از یکی از خونه‌های همین اطراف هم به این صداهای قشنگ اضافه شده ... یعنی کیف میکنم وقتی چهچه میزنه. 

اصن تحریر و چهچهه توی آواز ایرانی هم تقلیدی از آواز بلبل هست. و چقدر تحریرهای بلبل متنوع و پیش‌بینی‌ناپذیر هست. به نظر من یه آواز زیبا هم باید این غافلگیری توش باشه، اگه همیشه یه جور خونده بشه فایده نداره.  البته ما هنرجوهای تازه کار که نمیتونیم خلاقیت داشته باشیم، چون برای یادگیری مهارت‌های پایه باید تقلید کنیم، باید دقیقا مث ردیف بخونیم و درس جواب بدیم، بعدش هم تا مدتی باید آوازهای اساتید رو کپی کنیم، ولی تعجب من از اونایی هست که سالهای زیادی هست تجربه آواز خوندن دارن ولی آوازهاشون همه شبیه هم هست. یعنی اگه چهارتا آواز سه گاه با شعرهای مختلف بخونن، همه شبیه هم میشه. 

ولی آوازهای استاد گلپا و استاد ایرج هیچ کدوم شبیه هم نیست، با اینکه اصیل و زیباست ولی شبیه ردیف نیست و خلاقیت توش هست. شاید بعضیا اینطور آواز رو دوست نداشته باشن و ردیف خوانی دوست داشته باشن ولی به نظر من اصل آواز همینه. پیش‌بینی‌ناپذیری و تحریرهای طولانی و گوناگون. ... مثلا همون آواز بیات ترک استاد گلپا  با شعر ... در خرابات مغان نور خدا می‌بینم ... که دو سه روز پیش قطعاتی ازش رو گذاشتم، خیلی زیباست، جمله‌بندی‌های تحریری خیلی قشنگی داره، ولی اصن شبیه بیات ترک ردیف طاهرزاده یا ردیف دوامی یا ردیف کریمی و ... نیست. 

برای یه هنرجوی آواز مث من که شونصد بار گوشه‌های مختلف آواز بیات ترک رو شنیده، خونده و تمرین کرده، شنیدن دوباره همون گوشه‌ها با یه شعر دیگه جذابیت خاصی نداره، چه فرقی داره، اونم میشه ردیف دیگه ... نمیشه آواز ... البته از نظر آموزشی برای من خیلی مفید هست چون یاد میگیرم که چطوری یه شعر رو توی دستگاه یا آواز خاصی بخونم. ولی به عنوان شنونده لذت کمتری می‌برم نسبت به یه آواز جدید و خلاقانه. 

چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan