یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

حوصله ندارم ...

حوصله بحث مذهبی ندارم ... یعنی وبلاگ جاش نیست ... اونم توی مملکتی که آزادی بیان وجود نداره ... 

برای تک تک حرفام و اعتقاداتم دلیل دارم ... سالها گذشته که به اینجا رسیدم ... با آدمای زیادی بحث کردم ... 

ته تهش اینه که حتی نمیدونن گزاره و استدل درست چی هست و با ساده ترین شگردهای شیادها قانع میشن ... 

شیادانی که از احساساتی مث ترس استفاده میکنن، شیادانی که استاد سفسطه و مغلطه هستند ... 

شیادانی که پول و قدرت دارند ... اگرم چیزی نوشتم، برای خفه نشدنم توی این خفقان بود ... 

پیشنهاد میکنم اگه مذهبی هستید، دنبال هدایت کردن من نباشید، چون دارید وقتتون رو تلف میکنید ... 

چون من برای تک تک حرفام و اعتقاداتم دلیل دارم ... 


++ و مهمتر از همه اینکه با آدمی که نمیشناسم و توی محیط مجازی بحث نمیکنم ... چون اینجا ایرانه ... حتی تضمین جانی نداریم ... 


خب منکه اول گفتم شما بیشتر میدونید واقعا فکرنمیکردم اینجوری ناراحت بشید شرمنده 
موفق باشید 
من نه قصد تخریب شمارو داشتم نه سعی داشتم باهاتون بحث کنم نه چیز دیگه 
من فقط تو اخر صحبتام داشتم میگفتم جواب سوالاتون تو قرآن هست همین 

اگه ولی دوست نداشتید بحث کنید اون پستی که گذاشته بودید نظراتش رو میبستید که کسی نظر نده به هرحال شرمنده که نظرمو گفتم 
نه من ناراحت نشدم، طرف حرف من هم شما نیستید ... دین شده بازار و ابزار یه گروهی ... 
مشکل من با اون گروه هست ... 
شرایط کشور جوری هست که نمیشه بحث آزاد درباره همچین مسائلی داشت، این به ضرر همه ست، حتی به ضرر اونایی که مذهبی هستند، چون تا عقیده ای به چالش کشیده نشه، خالص و ناب نمیشه. ... من حس شما رو درک میکنم چون خودمم این دوره شما رو گذروندم، من هم یه زمانی به دنبال حقیقت داخل خود قرآن بودم. ... نمیخوام عقیده خودم رو به شما دیکته کنم، فقط اینو بدونید که چیزی که من از خوندن متن قرآن و تفاسیر فهمیدم و درک کردم یه چیز دیگه بود ... 
خلاصه حرف من اینه که اونایی که دین براشون بازار و دکان هست، هرگز اجازه نمیدن مردم حقیقت رو بفهمن ... تا جایی که میتونن جلوی روشن شدن حقیقت رو میگیرند چون کسب و کار و قدرت و پول شون به خطر میافته. 

اصلا در این زمینه بحث کردن بیمورده.موسی به دین خودش عیسی به دین خودش...:))
میلان کوندرا میگه
«من یک خداناباور بار آمدم، و از این امر خرسند نیز بودم، تا آن روزی که در سیاه‌ترین سال‌های کمونیسم، دیدم که مسیحیان آزار می‌بینند. در یک لحظه، الحادِ تحریک‌آمیز و تعصب‌آلودِ نوجوانی‌ام همچون حماقتی کودکانه، ناپدید شد. دوستانِ مؤمن‌ام را درک کردم، و در تأثیر همبستگی و احساس، گاه همراه آنان به عشای ربانی می‌رفتم. امّا هرگز متقاعد نشدم که خدا به مفهومِ وجودی که تقدیر ما را رقم می‌زند در کار هست. در هرصورت، درباره او چه می‌توانستم بدانم؟ آیا دوستانِ مؤمن‌ام یقین داشتند که یقین دارند؟ با این احساس غریب و شادی‌آمیز در کلیسا نشسته بودم که بی‌ایمانیِ من و ایمانِ آنان، به‌وجهی شگفت به‌هم نزدیک‌اند.» 
آره بحث کردن بیفایده س ... یه زمانی بود که من فکر میکردم میتونم با بحث کردن، آدما رو هم عقیده خودم بکنم و از جهل و گمراهی رها کنم، ولی به تدریج فهمیدم که تا شخص خودش زمینه فکری نداشته باشه، محکمترین استدلال‌ها و حقایق مسلم هم نمیتونه متقاعدش کنه. باید شخص به مرحله شک و تردید عقلانی رسیده باشه، شخصی که هنوز در مرحله ایمان کورکورانه باشه،نمیتونه حرفاتو درک کنه. ( ایمان کورکورانه یعنی عقیده ای که از پدر و مادرت بهت رسیده و بهش فکر نکردی و به چالش کشیده نشده ) 
شخصی که به شک و تردید رسیده باشه، با کوچکترین تلنگر عقلانی، به فکر فرو میره، پیش فرض ها و عقایدش رو در خلوت خودش به چالش میکشه، فکر میکنه و به تدریج تغییر میکنه. مشکل اصلی همین پیش‌فرض‌هایی هست که بدون فکر  و چالش پذیرفته شدن. مثلا انسان وار بودن خدا یه پیش فرضه که خیلی از آدما بدون فکر کردن می پذیرنش ... در حالی که حتی توی متون مذهبی هم خدا موجودی فراتر از باور و تصور انسانها معرفی میشه. 
در حالی که خدا میتونه یه سری قانون طبیعی باشه، یعنی خدا و طبیعت و کائنات میتونه یکی باشه. یا ممکنه خدایانی وجود داشته باشند، یا حتی خدایی وجود نداشته باشه. همه این امکان ها و احتمالات هست. یکی دیگه از چیزایی که خیلیا بهم میگن اینه که وقتی خدا نباشه، تکلیف اخلاق و انسانیت چی میشه؟ در حالی که اینا میتونن جدای از همدیگه وجود داشته باشن، اصول اخلاقی و انسانی میتونه جدای از مذهب وجود داشته باشه و رعایت بشه. در واقع کسی که از ترس خدا یا به خاطر پاداش خدا داره اصول اخلاقی رو رعایت میکنه، اعتقاد عمیقی به اصول اخلاقی نداره. کسی که دزدی نمیکنه چون گناه هست، اگه عذر شرعی داشته باشه، دیگه مانعی برای دزدی نمی بینه  ولی کسی که دزدی رو یه کار زشت میدونه و به زشتی این کار پی برده و معتقد هست، هیچ عذر و بهانه ای رو نمیتونه قبول کنه. به خاطر همین انسان سالمتری هست. 
اعتقادات مذهبی تا وقتی که در حد مراسم مذهبی هستند و دعا کردن و امید داشتن به وجود قدرتی برتر شاید مفید باشن ولی همیشه امکان سوء استفاده از این اعتقادات مردمی وجود داره ... همیشه امکان داره موجودات مقدس و نقدناپذیر بوجود بیان ... و این تقدس و نقدناپذیری هست که ویرانگره ... البته فرقی هم نداره، حتی بی خدایی هم میتونه به شکل یه دین و مذهب در بیاد و این خیلی خطرناکه .... تعصب توی هر چیزی اشتباهه ... 
من جوابت رو خونده بودم قبلا چون تو شرایط عادی نبود نشد همون موقع جواب بدم بعد هم یادم رفت
مرسی که اینقدر دقیق و مفصل توضیح میدی.
درمورد همش باهات موافقم. مخصوصا جایی که در مورد فضایل اخلاقی و ارتباط نداشته ش با مذهب گفتی.
ولی خب، من به این نتیجه رسیدم که ما حتی وظیفه به چالش کشیدن اعتقادات بقیه رو هم نداریم، حالا حتی اگه فکر کنی میتونی بقیه رو از گمراهی یا اعتقادات کور کورانه رها کنی.
شرایط کشور ما شرایط خفه و بسته ایه ، باعث شده همه گروها سعی داشته باشن حرف بزنن، گوشی برای شنیدن ندارن، سعی دارن ثابت کنن که عقیده ی اونا حالا با دلیل و منطق یا با روایات فلانی گفت و فلان جا نوشته عقیده ی برتره.
ولی در یک جامعه ی سالم اصن نیازی به این چیزا نیست،هرکس با عقاید خودش زندگی میکنه،نه کسی کسی رو به زور میخواد ببره بهشت، و نه کسی سعی میکنه به بقیه بگه چیزی که بهش اعتقاد دارن منطقی نیست.خیلی جاها حتی پرسش در مورد مذهب یا عقیده ی افراد توهینه، به کسی ربط نداره. چه برسه که بخوای بهش بگی چرا اشتباه فکر میکنه
ولی خب میگم، توی یه جامعه سالم. که تو کشور ما افسانه س
حرفت رو قبول دارم که عقاید هر کس به خودش مربوطه و نباید حتی کنکاش کرد ... 
ولی در طول تاریخ گروه های مذهبی و به ویژه افراطی‌ها همیشه سعی کردن که عقاید خودشون رو به بقیه تحمیل کنن ... که گاهی این عقاید واقعا جوری نیست که فقط زندگی شخصی شون رو در بر بگیره و به دیگران کاری نداشته باشن ... یه نفر میتونه هر عقیده نادرستی داشته باشه تا وقتی که اون عقیده شخصی باقی بمونه و کاری به زندگی بقیه آدما نداشته باشه ... ولی متأسفانه تفکراتی مث داعش وجود دارن که شخص اعتقاد داره با کشتن تو به بهشت میره، خب هیشکی نمیتونه در برابر چنین عقایدی ساکت بمونه چون گسترش همچین عقاید خطرناکی، تهدیدی برای کل بشریت هست. 
یه نفر میتونه اعتقاد داشته باشه که دیگران نجس و کثیف هستند ولی هیشکی حق نداره از یه تریبون رسمی و عمومی به مردم بگه آشغال یا خس و خاشاک و ... اینجا دیگه عقاید از مرز شخصی بودن خارج میشن ... یه نفر میتونه با چادر و برقع و کاملا پوشیده بیاد بیرون ولی حق نداره به پوشش دیگران گیر بده ... از طرفی دیگران هم حق ندارن حجاب یه آدم مذهبی رو مسخره کنن یا بهش توهین کنن ... ( البته توی یه جامعه نرمال نه توی یه حکومت مذهبی ) ... 
یه گروه دیگه از عقاید که به ظاهر بی ضرر هستند، عرفان های تقلبی هست که توی سال های اخیر به راه افتادن، شاید به نظر بی خطر بیان ولی در بیشتر موارد سرکرده های این گروه ها آدمای شیاد و کلاهبرداری هستند که برای سوء استفاده های مالی چنین حلقه هایی رو تشکیل میدن. 
البته به نظر من مبارزه مستقیم لازم نیست، همین که سیستم آموزشی یه کشور درست باشه و مردم تفکر و استدلال و منطق و فلسفه یاد بگیرن کافیه تا خودشون به تدریج عقاید خرافی و نادرست شون رو کنار بزارن ... ولی متأسفانه در جامعه ما یه سری عقاید افراطی و خرافی تبلیغ میشه ... 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan