یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

دل پر درده ...

توی کوچه های شهر پر ولگرده ... دل پر درده ... شهر پر مرد و پر نامرده ... 

توی ‌کوچه‌ها یه نسیم رفته، پی ولگردی ... توی باغچه‌ها پاییز اومده، پاییز اومده پی نامردی ... 

توی آسمون، ماه دق میده، ماه دق میده، درد بی دردی ... 


++ اگه اون خدایی که میگید وجود داشته باشه، بساط ظلم شما رو برخواهد چید...

اگرم خدایی نباشه، مرگ هست ... روزگار شما هم میگذره ... 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan