یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

حسودی نداره ...

بریژیت میگه فلانی که روش کراش داشتی با فلانی دوست شده، حسودیت نمیشه ؟ 

من : نه بابا، حسودی نداره، چیزی که نگرانشم کلاس موسیقی فرداست و چیزی که بهش اهمیت میدم، کنتراست نقاشیمه ... چیزهایی هم که بهش فکر میکنم نقاشیایی هست که قراره روزهای دیگه بکشم ... بزار خوش باشن ... 

بعدشم میگم تا وقتی که کیس جدیدی توی دنیای واقعی پیدا نکردم که روی من کراش داشته باشه، فقط روی تو کراش خواهم داشت بریژیت من :))) با نگاه عاقل اندر سفیه آمیخته به خنده میگه : دیووونه :))) 

بهش میگم : راستی چرا نقاشی ت رو ندادی داوینچی بکشه؟ اومدی سراغ من ؟ 

در جواب میگه : خب داوینچی یه موجود خیالی هست، اما من یه نقاشی واقعی میخواستم، تنها نقاش توی دنیای واقعی که میشناسم که میتونه عکس موجودات خیالی رو بکشه تو هستی ... درسته خودت خودتو باور نداری، ولی نقاش خوبی هستی پسر ... 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan