یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

تنهاترین شب ...

امشب یکی از تنهاترین شب‌های منه ... کاش یه دوست خوب داشتم ... یه دوستی که میشد باهاش حرف زد ... 

یه نفر به غیر از دوست خیالی م یعنی داوینچی ... کلاس فردا رو کجای دلم بزارم آخه ... :(( 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan