یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

حالم خوب شد ...

دیروز همینطوری الکی گذشت و کار خیلی مفیدی انجام ندادم ... کمی نقاشی کردم ولی بهتر دیدم که استراحت صوتی کنم و تمرین آواز نداشته باشم ( شایدم از گشادی م بوده .... واقعن چرا اینجا شکلک نداره ؟  .... ) به هر حال شب سردرد وحشتناکی داشتم، مشکل دیگه این بود که بعد از اینکه شام خورده بودم، مامانم یه غذای خوشمزه برای داداشم پخته بود و من خیلی دلم میخواست اون غذا رو امتحان کنم. 

اگه میذاشتم واسه فردا و سرد میشد ممکن بود دیگه اون طعم و حس اولیه رو نداشته باشه. خوردم ولی کاش نخورده بودم، خوشمزه بود ولی یه مقداری چرب بود و من اصن نمیتونم غذای چرب بخورم ... اونم در شرایطی که حالم خوب نبود و سردرد داشتم ... یکی دو ساعت صبر کردم تا با شکم پر نخوابم ... ولی وقتی داشتم میخوابیدم هم سرم درد میکرد و هم حالت مزاجی خوبی نداشتم. یه قرص سردرد انداختم و سعی کردم بخوابم، میدونستم که اگه بخوابم حالم خوب میشه. 

خوشبختانه بر خلاف بعضی شبا که بیخوابی دارم، دیشب خوب و راحت خوابیدم و الان تقریبا یه ساعتی میشه که بیدار شدم و حالم خوبه ... به خاطر اینکه دیشب دو بار شام خورده بودم، امروز صبح جزو عجیب‌ترین صبح‌های منه ... چون گرسنه نیستم ... من همیشه سر صبحی به شدت گرسنه میشم ... یعنی حتی تصور اینکه بعضیا صبونه نمیخورن برای من عجیب و باورنکردنی هست ... البته چون خیلی زود بیدار شدم، شاید دوباره بگیرم بخوابم یا سر ظهر یه استراحتی بکنم ... امیدوارم و آرزومندم که این هفته استادمون کلاس جبرانی نذاره ... دلخوش به اینم که فردا تعطیله و کلاس ندارم ... وگرنه به فاک رفتم تقریبا ... چون اصن آماده کلاس نیستم ... 

راستی پریشب خواب دیدم همایون شجریان توی کلاس ما داره با یکی از همکلاسیام تمرین آواز میکنه ... اونقدر گام بالایی رو میخوندن که من میدونستم که نمیتونم بخونم و حسودیم میشد :(( ... امشب هم توی خوابم با استاد محمد منتشری بودیم، اصن با هم دوست بودیم یه جورایی ... رفتم براش از دکه نمیدونم چایی گرفتم یا کیک گرفتم یا یه خوراکی دیگه ... و تازه داشت شروع میکرد که از آواز بگه که دیگه از خواب بیدار شدم ... 

اونایی که محمد منتشری رو نمیشناسن باید بگم که ایشون توی کلاسهای استاد مهرتاش همشاگردی استاد شجریان بوده ... در واقع استاد شجریان که میاد تهران اول از همه توی کلاس های آواز رایگانی که توی جامعه باربد برگزار میشده شرکت میکنه و استاد اصلی شجریان آقای مهرتاش بوده ... بعد از اینکه آواز رو یاد میگیره میره سراغ اساتید دیگه مث نورعلی خان برومند ( استادی که به استاد اکبر گلپایگانی درس آواز میداد ) و بعدش میره سراغ عبدالله خان دوامی و دیگر اساتید ... ولی استادای اصلی شجریان همین سه نفر چهار بودن ... مهرتاش ... برومند ... دوامی ... دادبه ... 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan