یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

همه شب نالم چون نی ...

هر چند وقت یه بار یه روزی من گیر میدم به این شاهکارترین آهنگ استاد بنان ... کاروان ... یه تصنیف فوق العاده فنی و سخت ... 

که به نظر من و به گوش من حتی بازخوانی استاد شجریان هم به پای اثر اصلی نمیرسه ... در کل خوندن کارهای استاد بنان کار هر خواننده‌ای نیست. درسته که من هنوز در حد و اندازه بازخوانی همچین اثری نیستم، ولی خب هر بار تلاش میکنم که بهش نزدیکتر بشم ... 

سخت‌ترین بخش این تصنیف، عبارت ... فتادم از ... پا ... به ناتوانی .... هست که تحریرهای پیچیده‌ای داره. حتی تحریر استاد شجریانم با اون تحریری که استاد بنان زده فرق داره ...  البته صدای بنان مخملی و زیباست و این تصنیف با صدای تیز و شفاف شجریان به همون قشنگی نمیشه. البته هر چی بیشتر گوش میدم، این تصنیف برام سخت‌تر و غیرممکن‌تر میشه. 



همه شب نالم چون نی ... که غمی دارم ... که غمی دارم ... 

دل و جان بردی اما ... نشدی یارم ...  یارم ... با ما بودی ... بی ما رفتی ... 

چو بوی گل به کجا رفتی ... تنها ماندم ... تنها رفتی ... 

چو کاروان رود ... فغانم از زمین بر آسمان رود ... دور از یارم ... خون می‌بارم ... 


فتادم از پا ... به ناتوانی ... اسیر عشقم ... چنان که دانی ... 

رهایی از غم ... نمی‌توانم ... تو چاره‌ای کن ... که می‌توانی ... 


گر ز دل برآرم آهی ... آتش از دلم خیزد ... 

چون ستاره از مژگانم ... اشک آتشین ریزد ... 

چو کاروان رود ... فغانم از زمین بر آسمان رود ... دور از یارم ... خون می‌بارم ... 


نه حریفی تا با او ... غم دل گویم ... 

نه امیدی در خاطر ... که تو را جویم ... 

ای شادی جان ... سرو روان ... کز بر ما رفتی ... 

از محفل ما چون ... چون دل ما ... سوی کجا رفتی ... 


تنها ماندم ... تنها رفتی ... 

به کجایی غمگسار من فغان زار من بشنو بازآ ... بازآ ... 

از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو ... بازآ ... بازآ ... سوی رهی ... 

چون روشنی از دیده ما رفتی .... با قافله باد صبا رفتی ... 

تنها ماندم ... تنها رفتی ... 

خیلی خوبه این.
اصلا اصل جنسه. احساسات رو قلمبه می کنه.

من ورژنی که زند وکیلی خونده رو هم دوس دارم نسبتا. بعد چیزه نمی دونم چرا گاهی کار این بچّه های جدید بیشتر به دلم می شینه. با مترونوم (مترونوم بهش می گین دیگه) سریع تر می خونن. ینی خوب طرف یه تحریرم نمی تونه بزنه ها ولی بیشتر از کار اصلی به دلم می شینه که گاهی اصلا برای خودمم منطقی نیس.

و اینکه سخت بودن یه عبارت رو چی مشخّص می کنه؟ تعداد تحریر هاش؟ نت هایی که قراره بینشون جا به جا شی؟ چی کلا؟ برام جالبه بدونم. البته مختصرا، وقتت رو نگیره.
مثلا من الآن حس می کنم تیکّه ی "به کجایی غمگسار من فغان زار من بشنو بازآ ... بازآ ... " خیلی سخت تر از اونی ه که تو گفتی.

راستی یوسف چرا آر اس اس تو می بندی؟ نکن این کارو با ما. :)))
خب اول از آخر بگم ... rss  رو به خاطر سایت هایی که به طور خودکار  مطالب وبلاگا رو میدزدن می‌بندم ... 
اینطوری نمیتونن مطلبم رو توی سایتاشون بزارن و پول دربیارن.... 

خب کیفیت ضبط خیلی فاکتور مهمی هست، بعدشم تنظیم های جدید احتمالا بیشتر به دل شماها بشینه ... 
یه نکته دیگه اینه که من وقتی کار بنان رو گوش میدم میتونم تا حدودی صدای واقعی بنان رو تصور کنم ولی یه نفر که گوشش آشنا نیست، ممکنه به خاطر کیفیت بد ضبط شدن یا فاکتورهای دیگه ،زیاد براش جالب نباشه ... مثلا بازخوانی های سالار عقیلی و  سپیده رئیس سادات رو دوس دارم ... ای امید دل من کجایی رو هر دو خوندن ... یا چند تا کار دیگه از بنان رو که سالار خیلی خوب خونده ... 

خب تصنیف کاروان تصنیف سختی هست و تقریبا همه جاش سخته ...  سختی این تصنیف به خاطر جزئیات زیاد هست،  جزئیاتی که شاید به گوش یه آدم عادی آشنا نباشه یا  حتی متوجه نشه ... چیزهایی که ما بهش میگیم  نوآنس  یا  نووانس  .... تحریرهای ریز و لطیف ... تغییرات کوچیک توی فرکانس صداها و شدت صداها  ( بهش میگن دینامیک اجرا  چیزایی مث کرشندو ... دی کرشندو ... ویبراسیون ... تحریر ... غلت  ... و تکنیک های دیگه آواز ) 
میدونی شاید مردم عادی فکر کنن که سختی آواز توی اوج خوندنه، ولی اینطور نیست ... درسته اوج خوندن سخته ولی درست خوندن و تکنیکی خوندن و زیبا خوندن مهمتره ... به خاطر همین هست که استاد بنان بدون شک یکی از بهترین و حرفه ای ترین خواننده های موسیقی سنتی ما بوده و هنوزم به نظر من کسی به گرد پای بنان توی آواز و تصنیف نرسیده .... توی تصنیف خوانی سالار عقیلی خیلی تونسته نزدیک بشه و خوب بخونه ... 
توی آواز هم استاد شجریان  تونسته به حدی برسه که قابل مقایسه با اساتید بزرگی مث بنان، گلپا و ایرج باشه و اسمش در کنار این اسطورها میاد ... 

البته در واقع بنان متأثر از ادیب خوانساری بوده و خود ادیب و سایر خواننده‌های قدیمی مث قمرالملوک پیرو سبک طاهرزاده بودن  و  خواننده هایی مث گلپا و بنان تحت تأثیر سبک طاهرزاده و ادیب خوانساری هستند .... شجریان از همه اساتید قدیمی الگو گرفته  از طاهرزاده، قمر، گلپا، بنان، ظلی و حتی توی بم خوانی و آواز دشتستانی تحت تأثیر جهانسوز دادبه بوده. 

تأثیر طاهرزاده روی آواز معاصر ما خیلی زیاده ... طاهرزاده اولین خواننده ای بوده که به دستگاه ضبط صوت دسترسی داشته و میتونسته صدای ضبط شده خودش رو بشنوه و ایرادات و اشکالاتش رو برطرف کنه .... حتی ردیف آوازی که  سرمشق و الگوی آوازی همه آوازخوان های بزرگ ماست، ردیف طاهرزاده ست ...  یعنی ردیف آوازی که الان با صدای شجریان در دسترس هست و بعضیا میگن ردیف شجریان ... ردیف طاهرزاده س که شجریان خونده و با صدای شجریان ضبط شده ... وگرنه آوازها و جمله بندی ها و  زیبایی و تکنیک این ردیف  مدیون نبوغ و خلاقیت طاهرزاده س ...  شجریان با گردآوری و خوندن و ضبط کردن این ردیف  تونسته یه گنجینه مهم رو حفظ کنه.... و سبک طاهرزاده رو رایج کنه. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan