یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

دوستم نداشته باش ...

آره دوستم نداشته باش ... چرا باید بخوام که دوستم داشته باشی ... نه تو و نه هیچ کس دیگه لازم نیست منو دوست داشته باشه ... زندگی من جریان داره ... آواز میخونم ... ساز تمرین میکنم ... پیانو .. گیتار ... سه تار ... حتی ویولن ... کی فکرش رو میکرد که من یه روزی چهارتا ساز دوست داشتنی داشته باشم؟ 

شاید منو دوست نداشتنت برام سخت بوده، ولی دارم باهاش کنار میام ... من چی دارم که کسی بخواد دوستم داشته باشه؟ چیزهایی که تو میخوای و تو دوست داری رو ندارم ... من اونی که تو میخواستی و میخوای نیستم ... چرا باید دلم بخواد که دوستم داشته باشی؟ ... 

شاید هرگز ریاضی نخونی، شاید هرگز نقاشی‌های منو نبینی، شاید هرگز شعرهای منو نخونی ولی شاید یه روزی آهنگی ساختم و تو اون آهنگ رو شنیدی و ندونستی که آهنگ منه یا حتی صدای منه ... 

شاید من هرگز شبیه اون چیزی که همه دوست دارند نباشم و نشم ... زندگی من شبیه هیشکی نیست ... بدبختی‌ها و خوشی‌های من رو هیشکی هرگز نخواهد فهمید ... من بدون تو شاید همیشه تنها زندگی کنم ... وقتی تو که اینقدر دوستت داشتم منو دوست نداری و نخواهی داشت دیگه چرا دنبال دیگری باشم ؟ مگه دیگری بهتر از تو خواهد بود ؟؟ 

هرچقدرم بگیم نباش، نداشته باش، نخواه ، 
باز یه جایی ته دلمون میخوایم که باشه، دوست داشته باشه، و بخوادمون
این ذات لعنتی خودمونه ، حالا هرچقدرم بگیم نباش ، نداشته باش، نخواه
آره خب ... درسته ... قبول دارم 
کلا انگار ما هر کسیو میخوایم، اون ما رو نمیخواد :(
من از دار دنیا یه نفرو خواستم که تو وبلاگ هم نوشتم من شدم مجنون، ایشون شدن لیلی!!!

بیان ایموجی نداره؟!!
بله متأسفانه انگار اینطوری هست :( 

آخی ... :( 

نه نداره ... به خاطر همین بلاگ اسکای رو بیشتر دوس دارم :))) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan