یادداشت‌های داوینچی

زندگی روزمره یک نقاش و ریاضیدان جوان

بازهم فایتینگ ...

گاهی آدم وسطای یه مسیر از رسیدن ناامید میشه. هرچی هم که تلاش می‌کنی و جلو میری، بازهم اون نقاط نورانی که روشنایی‌های یه شهر دور هستند، از تو دور هستند. تغییری حس نمیکنی، چون منظره‌ها همون منظره‌های قدیمی هستند، اون کوهی که سمت راست جاده می‌دیدی همچنان همونجاست و پشت سر نگذاشتی. 

انگار که داری با پای پیاده زمین رو دور می‌زنی، هرچی که میری، در مقایسه با بزرگی زمین، هیچ هست. ... ولی به هر حال پیمودن همین راه‌های بسیار دور و دراز و انجام کارهای سخت هست که تو رو از دیگران متمایز میکنه. اگه بخواهی که آدمی معمولی نباشی و هنرمند بشی، باید این راه سخت رو بپیمایی. چه کسی ازت پشتیبانی کنه و تشویقت کنه و چه هیچ مشوقی نداشته باشی. 

پریروز بالاخره تصمیم گرفتم و به استادم زنگ زدم، و اجازه گرفتم که برگردم سر کلاس. دیروز اولین جلسه من بعد از چندین ماه بود. خوشبختانه استاد خیلی گیر نداد و برخورد خوبی داشت. شاید حتی خوشحال شد از برگشتن من. درست اول کلاس گلوی من خشک بود و صدام گرفت ولی بعدش دوباره به حالت نرمال برگشت. حالا برای هفته بعد باید یه گوشه سخت رو یاد بگیرم. در واقع امیدوارم بتونم توی این دو ماه اون چند گوشه‌ای که مونده رو جواب بدم و آواز بیات ترک رو تموم کنم. 

به هر حال بازهم فایتینگ .... این بار میخوام جزو شاگردای خوب کلاس باشم ... چرا که نه ؟ مگه من چی کم دارم از بقیه؟ :))) 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چایت را بنوش نگران فردا نباش ...
از گندمزار من و تو مشتی کاه می‌ماند
برای بادها

Designed By Erfan Powered by Bayan